محمود بن محمد چغمينى خوارزمى ( مترجم : اسماعيل ناظم )
318
قانونچه في الطب ( فارسى )
آبكامه / آبكامه نبطى رقيق رجوع به مرى شود . اسفيدباج / اسفيدباجات اسفيدباج را به فارسى شوربا نامند و از جمله اغذيه است . طبيعت آن در دوم گرمتر است . ماهيت آن مرقى ( خورشتى ) است كه از گوشت بچهمرغ و بزغاله و حلان و غير اينها از گوشتهاى خفيفه لطيفه ، و بقول و حبوب و غير آن مانند اسفاناخ و كدو و ماش مقشر و جو مقشر و امثال اينها كه طعمى غالب نداشته باشند ، و ادويه حاره مناسبه ترتيب دهند . افعال و خواص و منافع آن : لطيف و مرطب ، صالح الكيموس و نافع از براى اكثر امراض سر ( مانند سرسام حار و ماليخوليا و جنون سوداوى و سبات و سهر و نسيان و سكته و فالج و لقوه و استرخا و اختلاط ذهن و رعونت و حمق و بلادت و بلاهت ) و امراض صدر ( مانند سعال و ضيق النفس و گرفتگى آواز ) . امراض سوداوى ( مانند جذام ) و سوداوى مزاجان را نيز نافع است . صنعت آن : بگيرند گوشت بزغاله و يا مرغ بچه يا طيور خفيفه - از هركدام كه مناسب باشد و ميسر آيد - و پارچه پارچه كرده ، در آب جوش دهند و كف آن را بگيرند و طبخ دهند . پس ، در آن حبوب و بقول - آنچه مناسب باشد - ريزهريزه كرده و مقشر نموده و داخل كرده بپزند تا پخته گردد . پس چيزى از توابل حاره مناسبه و گشنيز و مصطكى در آن ريخته سرش را بند كنند تا نضج يابد . پس فرود آورده بكشند و بخورند به تنهايى و يا با قدرى چلاو . و اگر قدرى قليل برنج در وقت طبخ داخل نمايند بد نيست ، بلكه بهتر است . و گرماگرم با قاشق خوردن آن ، به نحوى كه بخار آن به سر و گردن برسد ، از براى اصحاب زكام و سعال بسيار نافع است . ( رك : مخزن الادويه ، ذيل ماده اسفيدباج ) اطريفل / اطريفلات اطريفل معجون متخذ از سه ميوه است ؛ يعنى اهليلج و بليلج و آملج ، محمود سنجرى گفته كه " اطريفلات معاجين متخذه از هليلجات خمسه است و آن هليله كابلى و هليله زرد و هليله سياه و بليله و آمله است " . سمرقندى در اصول التراكيب گفته كه " اطريفل معرب است از لغت هندى و واقع مىشود بر اهليلج و املج و بليلج . خاصيت اطريفل تقويت اعضاى عصبى و دباغت آلات غذا از فضلات مجتمعه در آن است كه تركيب شده از اين سه ميوه به سبب مشاركت آنها در منفعت و تقويت بعض آنها مر بعض ديگر را . و گردانيده شده اوزان آنها متساوى به سبب تشابه قوتها و منافع آنها . و اصل آن است كه اقتصار كرده شود از هليلجات بر هليله كابلى و بليله و آمله . و گاهى اضافه كرده مىشود بر اين سه ، هليله زرد و هليله سياه به مثل اوزان هريك از آن سه ، به جهت آنكه اين دو مقوى آن سه مىباشند در مزاج و منفعت از تقويت و تنقيه ، پس مىگردد اكمل